خرید بک لینک
گریزاز هم گریختیمو آن نازنین پیاله دلخواه را دریغبر خاک ریختیمجان من و تو تشنه پیوند مهر بوددردا که جان تشنه خود را گداختیمبس دردناک بود جدایی میان مااز هم جدا شدیم و بدین درد ساختیمدیدار ما که آن همه شوق و امید داشتاینک نگاه کن که سراسر ملال گشتو آن عشق نازنین که میان من و تو بوددردا که چون جوانی ما پایمال گشتبا آن همه نیاز که من داشتم به توپرهیز عاشقانه منناگزیر بودمن بارها به سوی تو بازآمدم ولیهر بار دیر بوداینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیبهر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویشسرگذشته در کشاکش طوفان روزگارگم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویشسایه

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 23:59

دل نوشته های تنی که در میان تن ها تنهاست
گاه می خندد و گاه می گرید
اما نه به خاطر سختیها بلکه به خاطر آرزوهایی که از آنها دور افتاده است.
درد را دوست دارد و دردمندان را بیشتر...

برچسب: نویسنده: آرمان حسینی تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 23:59

صفحه بندی